عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

384

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

خواست اجابت نكرد ، و برسول استخفاف كرد و بيرون آمد ، و با ابو ابراهيم حرب كرد ، و او را هزيمت كرد ، و او سوى باورد بشد . [ 1 ] و چون مرس بنزديك امير محمود رحمة اللّه رسيد ، او را بسيار نيكويى كرد و كرامتها كرد ، و با مال بسيار باز فرستاد و ضمان كرد ، بهر چه او را مراد آيد . سوى ابو - جعفر نامه نوشت : « تا او را هر چه بتواند خدمت كند و عذر خواهد » . و ابو ابراهيم سوى بخارا رفت ، و از آنجا سوى سغد شد . و پسر علمدار [ 2 ] كه سر عياران سمرقند بود [ 3 ] با سه هزار مرد ، و پيران سمرقند [ 219 ] بنزديك او آمدند ، و خان بزرگ [ 4 ] بحرب او آمد . خان را بشكستند اندر شعبان سنه اربع و ؟ سعين و ثلثمائه . و پسر سرخك [ 5 ] از نزديك ابو ابراهيم برفت بنزديك خان شد و با وى متابعت كرد . پس نامه نوشت سوى ( ابو ) ابراهيم ، و اندران بسيار نيكويى گفت ، و او را ضمانها كرد ، و آن همه دروغ بود ، كه با خان ساخته بود . و چون خبر بخان رسيد كه سامان [ 6 ] بهزيمت شد ، همه گذرهاى آب بگرفت ، و كسان بر گذرها بنشاند . و چون ابو ابراهيم اين خبر شنيد بگريخت با هشت تن و به بنگاه پسر بهيج [ 7 ] شد از عرب اندر بيابان

--> [ ( 1 - ) ] در شهور سنه 394 ه . ( يميمنى 144 ) . [ ( 2 - ) ] بار تولد نام اين شخص را حارث مشهور به ابن علمدار نوشته ( تركستان ) و عتبى گويد : ابن علم‌دار رئيس فتيان سمرقند با سه هزار نفر آمد و نيز مشايخ بخارا با سه غلام ( جوان ) به او آمدند ( يمينى 145 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : سمرقند بوده باشد كه هزار مرد از پيران ؟ مطابق قول عتبى اصلاح شد . [ ( 4 - ) ] مراد همان ايلك‌خان نصر بن عليست ، كه در قريهء بوزبند حدود سمرقند شكست خورد ( يمينى 146 ) . [ ( 5 - ) ] يمينى 147 : ابن سرخك السامانى . [ ( 6 - ) ] مراد ابو ابراهيم منتصر شهزادهء سامانى است . [ ( 7 - ) ] اين نام در هر دو نسخه باملاء مختلف ابن تهنت - پسر نهيت - ابن نهنبت - پسر تهنيت آمده ، در حالى كه عتبى ابن بهيج الاعرابى از جملهء كوچيان بيابان نوشته است ( يمينى 147 ) كلمه كلمه بنگاه در اين جا ترجمهء حله عربيست و عتبى گويد : در حلهء ابن بهيج الاعرابى در آمد .